ریشه اختلافات داخلی اخیر در آمریكا چیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم
ریشه اختلافات داخلی اخیر در آمریكا چیست؟
بحران اقتصادی، كسری بودجه شدید و سررسید بدهیهای آمریكا شكاف درون حاكمیت ایالات متحده را بیش از گذشته آشكار ساخت. در حالی كه همواره چنین تلقی میشد كه سیاستهای دولت آمریكا بویژه در حوزهی اقتصاد، نشأت گرفته از دكترین بلند مدت آمریكا و منافع ملی این كشور بوده و با تغییر دولتها تفاوت چندانی نخواهد كرد اما این بار اختلافات چنان عمیق و دامنهدار بود كه بیم ورشكستگی بزرگترین اقتصاد دنیا، بورسهای بزرگ آمریكا نظیر داوجونز را با سقوط چند درصدی مواجه كرد و رتبهی اقتصادی برترین اقتصاد جهان را یك پله كاهش داد.
با توجه به اینكه مبانی نظری اقتصادی دو حزب بزرگ حاكم بر دولت و كنگره ایالات متحده یكسان بوده و روشهای آنان نیز در سالهای گذشته تا حدودی مشابه بوده است پس ریشهی تنشهای عمیق موجود در هفتههای اخیر بین دولت و كنگره چه میتواند باشد؟! در حالی كه همواره دولتها تلاش میكنند تا اقتصاد خود را با ثبات و قابل اطمینان جلوه دهند، چرا دولت ایلات متحده این چنین مشكلات اقتصادیاش را به جامعهی خود و دنیا اعلام كرد؟!
واقعیت این است كه اختلاف نظرها بین جناحهای حاكم در آمریكا میبایست آنچنان گسترده باشد كه مسؤولان آمریكایی را وادار به علنی شدن این منازعات برای بهرهگیری از پتانسیل فشار افكار عمومی نماید چنان كه اوباما از مردم تقاضا كند تا با ارسال ایمیل به نمایندگان خود از آنان بخواهند تا با افزایش سقف بدهیهای دولت موافقت كنند.
به عقیدهی نگارنده ریشهی اصلی و پایهی كشمكشها و عدم توافق دو حزب جمهوریخواه و دموكرات، مسایل خاورمیانه و سیاستهای واشنگتن در قبال كشورهای این منطقه میباشد. جمهوریخواهان حامی سیاستهای توسعهطلبانه و جنگمحور در منطقه بوده در حالیكه دموكراتها در شرایط كنونی تمایلی به گسترش حضور نظامی خود بویژه در عراق و افغانستان ندارند. حزب جمهوریخواه خواستار افزایش فشارها علیه ایران، لبنان و پاكستان از جمله با تهدید نظامی است لكن حزب دموكرات سیاست هویج و چماق را ترجیح میدهد. جمهوریخواهان قرمز بر حمایت بدون قید و شرط از رژیم صهیونیستی در توسعه شهركها و تجاوز به همسایگانش پافشاری میكنند اما دموكراتهای آبی و شخص اوباما سیاست محتاطانهای در قبال رژیم اشغالگر قدس و اراضی اشغالی دارند.
همین عدم توافق موجب شده تا در بزنگاههای مختلف از جمله در حوزهی اقتصادی، جمهوریخواهان با اعمال فشار بر دولت دموكرات، به سیاست خارجی آمریكا جهت دهند كه البته با مقاومت اوباما و حزب متبوعش مواجه شدهاند و البته در نهایت به توافقی پنهان دست یافتهاند كه در آیندهای نه چندان دور شاهد نتایج آن خواهیم بود.
از سوی دیگر نگارنده دلیل دیگری را برای اختلاف نظر كنگره با دولت ایالات متحده ممكن میداند. میزان بدهیهای آمریکا در دوران ریاست جمهوری باراك اوباما از 10.6 تریلیون دلار در سال 2009 ، به بیش از 14.3 تریلیون دلار در سال 2011 افزایش یافته كه بار سنگینی بر شانههای اقتصاد بیمار ایالات متحده است. نمایشنامهی «اختلاف نظر شدید بین دولت اوباما و کنگره بر سر افزایش سقف بدهیهای دولت» و تلقین نگرانی به بازار جهانی و سرمایهگذاران بینالمللی موجب افت قیمت دلار در موعد بازپرداخت بدهیهای ایالات متحده شده و پس از سپری شدن مهلت قانونی وزارت دارایی در دوم اوت، به تدریج دلار به جایگاه گذشتهی خود باز خواهد گشت و بدین ترتیب بخشی از بار بدهیها برداشته میشود.
در پایان یادآور میشود، با توجه به نقش کلیدی دلار آمریکا در عملیاتهای بانکی دنیا و سیستم تجارت بینالمللی كه باعث شده هر گونه تزلزل در اقتصاد آمریكا، بیثباتی شدید در بازارهای بینالمللی را در پی داشته و موجب سقوط شدید سهام در بازارهای اروپا و آسیا گردد، كشورهایی نظیر چین و فرانسه به فكر ارز جایگزین در مبادلات جهانی هستند و كشورهای بسیاری در صدد تغییر ذخایر ارزی خود برآمدهاند؛ موضوعی كه با دوراندیشی تحسینبرانگیز جمهوری اسلامی ایران در سالهای گذشته اتفاق افتاد.
والسلام علی من اتبع الهدی
محمد مهدی پوینده
پی نوشت:
این یادداشت بطور اختصاصی در سایت الف در تاریخ 25مرداد1390 منتشر شده است.
برچسب ها:
ایالات متحده آمریكا ،
بحران اقتصادی ،
حزب جمهوریخواه ،
حزب دموكرات ،
اختلاف در آمریكا ،
خاورمیانه ،
ایران ،
ارزش دلار ،
بدهی آمریكا ،
دنبالک ها: همین یادداشت در الف ،
پایان بهانهای بنام بن لادن
پایان بهانهای بنام بن لادن
1ـ اعلام خبر كشته شدن «اسامه بن لادن» در آستانهی انتخابات ریاست جمهوری آمریكا، در حقیقت یك مانور تبلیغاتی است برای رفع نگرانی عمیق افكار عمومی مردم آمریكا و جهان از ناتوانی ارتشهای مجهز ناتو در یافتن بن لادن و پاسخی است به پرسشهای منتقدان اوباما دربارهی بیهوده بودن هزینههای فراوان اقدامات نظامی دولت آمریكا در خارج از مرزها كه بر دوش مالیات دهندگان سنگینی میكند و بدین صورت باراك اوباما، به نمایش خسته كننده و ناامیدانهی مقابله با القاعده و تروریسم توسط ارتش مجاوز آمریكا را پایان داد.
2ـ بجز سخنرانی تبلیغاتی رئیس جمهور آمریكا، متأسفانه هیچ دلیل قانع كنندهای برای اثبات كشته شدن بن لادن وجود نداشته و هیچ عكس یا فیلمی از عملیات كشته شدن بن لادن منتشر نشده است. در تنها عكس منتشر شده از چهرهی خونین بن لادن نیز ابهامات و تردیدهای وجود دارد كه مونتاژ بودن آن را به ذهن متبادر میسازد.
3ـ اوباما ادعا كرد كه تفنگداران ارتش اشغالگر آمریكا در عملیاتی به مدت 45 دقیقه به زندگی سركردهی تروریستها خاتمه دهند در حالی كه بیش ده سال از اشغال افغانستان به بهانهی دستگیری بنلادن و كشتار زنان و كودكان بیگناه این كشور میگذرد.
4ـ همانطور كه پیشبینی میشد بن لادن در هنگام دستگیری كشته شد و بدین ترتیب هرگز در دادگاهی حضور نیافت و ناگفتههای خود از چگونگی تشكیل و نحوهی ادارهی القاعده را به گور برد و جهانیان را در حسرت شنیدن حقایق اتهامات تروریستی خود از جمله طراحی هواپیماربایی و انفجار برجهای دوقلو گذاشت!
5ـ رئیس جمهور ایالات متحده اعلام كرد كه طبق آیین مسلمانان(!؟)، جسد بن لادن در دریا انداخته شده است! در نتیجه حتی جسد بن لادن دیگر وجود خارجی ندارد تا ثابت شود سركردهی القاعده چه زمانی و چگونه كشته شده است!؟
6ـ تردیدی نبود كه اسامه بن لادن تنها بهانهای برای حضور نظامی آمریكا در خاورمیانه و فقط بازیچهای برای اقدامات فریبكارانهی دستگاه دیپلماسی و بنگاههای خبری آمریكا و متحدانش در عرصهی بینالمللی بود! اكنون با پایان این بهانه باید منتظر توجیهات جدیدی برای استمرار حضور نیروهای ناتو در افغانستان باشیم؛ ترفندهایی نظیر ادامهی حیات القاعده، ناامنی در افغانستان و ضعف ارتش این كشور، برنامه هستهای پاكستان یا ایران، تضمین امنیت جریان صدور نفت از خلیج فارس و دریای عمان، تنش در مرزهای پاكستان و هند و ...
محمد مهدی پوینده
برچسب ها:
اسامه بن لادن ،
ایالات متحده آمریكا ،
افغانستان ،
ناتو ،
اسرائیل دیگر قدرت برتر نظامی منطقه نیست!
بنام پروردگار شهیدان و راستكرداران
اسرائیل دیگر قدرت برتر نظامی منطقه نیست!
فصلی دیگر بر تاریخ بشر افزوده شد! فصلی از نسلكشی و كشتار زنان و كودكان بیدفاع! فصلی از جنایت و خیانت!
سرانجام كابینهی سفاك رژیم كودككش صهیونیست، پس از 22 روز هجوم بیوقفه به نوار غزه به ناممكن بودن دستیابی به اهداف نامشروعش از طریق حمله نظامی پی برد و رأی به آتشبس یكجانبه داد!
بیتردید این آتشبس حاكی از ضعف و ناتوانی رژیم نژادپرست صهیونیست است كه علیرغم سكوت مجامع بینالمللی و با وجود حمایتهای سیاسی و مالی آمریكا، اروپا و برخی سران كشورهای منطقه نتوانست توفیقی در سركوبی مقاومت مردم مسلمان غزه بدست آورد.
طولانی شدن زمان جنگ، بیتأثیر بودن حملات علیه حماس و ناتوانی ارتش صهیونیست در مقابله با حملات موشكی حماس، وسعت گرفتن تبلیغات علیه رژیم صهیونیستی در رسانههای دنیا، تحریم كالاهای شركتهای صهیونیستی، قطع روابط برخی كشورها با اسرائیل و پر هزینه شدن حمایت از رژیم صهیونیستی برای حامیان منطقهای و جهانی این رژیم موجب شد تا این رژیم جعلی در اقدامی پیشگیرانه تن به آتشبس یكجانبه دهد تا بیش از این آبروی خود را به باد خشم و تمسخر جهانیان نداده و بهرهبرداری تبلیغاتی نیز این آتشبس بنماید و خود را خواستار صلح و آرامش نشان دهد!
اینك میتوان ادعا كرد كه «اسرائیل دیگر قدرت برتر نظامی منطقه نیست» چرا كه در 33 روز جنگ علیه حزبا... لبنان و 22 روز جنگ علیه حماس و با وجود استفاده از پیشرفتهترین سلاحها و در چتر حمایتهای بیدریغ آمریكا و اروپا نتوانست كمترین دستاوردی داشته باشد و به اذعان سردمداران فاسد و جنایتكار این رژیم نامشروع، این جنگها حاصلی جز شكست و خسران برای اسرائیل نداشته است.
امروز ابهت پوشالی رژیم اشغالگر صهیونیست فرو ریخته است و توان و قدرت نظامی و سیاسی ژاندارم آمریكا در منطقه زیر سؤال قرار دارد! مترسكی كه از سال 1947 در منطقه افراشته شده و برخی سران اعراب منطقه از آن هراس داشته و دارند، امروز از هم پاشیده است و بازیچه گروههای مقاومت اسلامی و كودكان مسلمان فلسطینی میباشد.
برچسب ها:
فلسطین ،
شهادت ،
ایالات متحده آمریكا ،
رژیم نژادپرست صهیونیست ،
دنبالک ها: همین مطلب در جهان نیوز ، همین مطلب در ایران دیپلماسی ، همین مطلب در بولتن نیوز ، همین مطلب در آفتاب ، همین مطلب در مقاومت اسلامی لبنان ،
مبانی و خاستگاه نامه دكتر احمدینژاد به اوباما
بنام پروردگار آسمانها و زمین
مبانی و خاستگاه نامه دكتر احمدینژاد به اوباما
همانطور كه پیشبینی میشد پیام رئیسجمهور ایران به اوباما با انتقاد شماری از شخصیتهای سیاسی داخل كشور مواجه شد. اظهارنظرهای موافقان و مخالفان نامهی رئیسجمهور محترم به باراك اوباما نشان از حساسیت نخبگان سیاسی كشور به روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریكا دارد.
امروز كه با ارتقای جایگاه و اعتبار جمهوری اسلامی در مناسبات بین المللی و منطقهای به عنوان مركز اسلام و تشیع و پیشرفتهای علمی و توسعه اقتصادی و سیاسی ایران به یكی از بزرگترین چالشهای سیاست خارجی آمریكا و غرب تبدیل شده است، دیپلماسی هوشمندانه و معطوف به منافع بلند مدت كشور با دقت بیشتری دنبال میشود.
سیاست راهبردی ایران در روابط خارجی توجه تمامیت ارضی و استقلال كشورها و گفتگو بر مبنای احترام متقابل میباشد و بارها از سوی مسؤولان كشور اعلام شده كه با در نظر داشتن اصول فوق، حاضر به گفتگوی بدون پیش شرط با تمام كشورها به جز رژیم صهیونیستی میباشند.
با روی كار آمدن دولت مكتبی نهم و زنده شدن شعارهای اصیل اسلامی و انقلابی در كشور، دیپلماسی فعال و تهاجمی مبتنی بر اصول و اخلاق اسلامی سرلوحهی كار دستگاه سیاست خارجی كشور قرار گرفت.
برچسب ها:
دكتر احمدی نژاد ،
دولت نهم ،
ایالات متحده آمریكا ،
دنبالک ها: همین یادداشت در پایگاه خبری و تحلیلی بولتننیوز ، همین یادداشت در پایگاه ایران دیپلماسی ،
رسانه ملی و کارشناسان جدید اقتصادی
بنام یکتا آفریدگار هستی رسانه ملی و کارشناسان جدید اقتصادی
این روزها با گسترش بحران مالی و پولی در آمریکا و اروپا بویژه پس از جمعه سیاه بازارهای بورس (10اکتبر) اغلب رسانه های خبری و تحلیلی بخش عمده ای از اخبار و گزارش های خود را به این بحران فراگیر اختصاص داده اند. کاهش ارزش سهام در بازار نیویورک به میزان 5/18 درصد، در لندن بالغ بر 21 درصد، در فرانکفورت حدود 22 درصد و توکیو حدود 24 درصد موجب بروز بحرانی شده است که بعد از سال 1929 بی سابقه است!
صدا و سیمای ج.ا.ایران نیز به همین بهانه دیروز، شنبه 20مهرماه87 گزارش های خبری و گفتگوهای ویژه ای در این خصوص تهیه و پخش نمود. جدا از محتوا و کیفیت این برنامه ها، نحوه انتخاب کارشناسان این برنامه های تخصصی در هاله ای از ابهام قرار دارد!
به عنوان مثال، برنامه "45 دقیقه" شبکه خبر با حضور «دکتر محسن رضایی» روی آنتن رفت و برنامه "گفتگوی ویژه" شبکه دوم سیما نیز از «دکتر حسن مرادی» دعوت به عمل آورده بود! جالب اینجاست که دکتر مرادی، نماینده مردم فهیم اراک در مجلس هفتم نیز دارای مدرک دکترای حقوق بین الملل (حقوق تجارت) هستند که هیچ ربطی به موضوع مورد بررسی، یعنی ابعاد بحران اقتصادی آمریکا ندارند!
بخش عمدهی اظهار نظرات این دو شخصیت محترم سیاسی نیز تکرار اخبار منعکس شده در رسانه ها بود و تحلیل جامع یا جدیدی نیز در این گفتگوها مطرح نشد! مشخص نیست که علیرغم وجود کارشناسان خبرهی اقتصادی در کشور، چرا رسانه ملی در چنین برنامههای اقتصادی، از چهرههای سیاسی جهت بررسی مهمترین بحران اقتصادی دنیا دعوت کرده است در حالی که مهمانان مذکور سیما، هیچ سابقه اجرایی در امور اقتصادی در کارنامه خود ندارند!!!؟
این سوال زمانی جدیتر میشود که نقش تأثیرگذار و بیبدیل رسانه ملی را در معرفی و چهرهسازی اشخاص به یاد داشته باشیم!
برچسب ها:
صدا و سیما ،
ایالات متحده آمریكا ،
منافع ملی را بازیچه مطامع خود نکنید!
به نام پروردگار بی همتا
به بهانه دامن زدن رسانه های زنجیره ای به حذف شعار «مرگ بر آمریکا»:
منافع ملی را بازیچه مطامع خود نكنید!
در هفته ای که گذشت و در پی درج خبری پیرامون یکی از مطالب ذکر شده در کتاب «به سوی سرنوشت» (خاطرات سال 1363 آقای رفسنجانی)، موج جدیدی در رسانه های زنجیره ای برای حذف شعار «مرگ بر آمریکا» شکل گرفت و سینه چاکان برقراری رابطه با شیطان بزرگ این بار با سپر قرار دادن آقای رفسنجانی و خاطره ای که وی از امام راحل(ره) نقل کرده، بوق های تبلیغاتی خود را کوک کردند.
اولین بار نیست که شیفتگان ظواهر و مرعوبان هیبت پوشالی غرب تلاش می کنند تا با حذف این شعار، زمینه ی برقرای رابطه با آمریکا را فراهم کنند و مطمئن هستیم که آخرین بار نیز نخواهد بود لکن با صرف نظر از لزوم وجود یا لغو این شعار و صحت یا عدم تأیید خاطره ی نقل شده در کتاب «به سوی سرنوشت»، در ادامه به چند نکته اشاره خواهد شد.
برچسب ها:
اتحاد ملی و انسجام اسلامی ،
ایالات متحده آمریكا ،
تبلیغات 

